تبلیغات
وبلاگ شخصی قدرت اله محمودلو - افسردگی
وبلاگ شخصی قدرت اله محمودلو
چهارشنبه 10 آبان 1391 :: نویسنده : قدرت اله محمودلو

ماهیت افسردگی

افسردگی یك حالت

ما همگی دوست داریم خود را فردی با خلقیات متعادل، ثابت و ملایم ،در همه حالات ،و مسلط بر احوال خویش بنمایانیم چنین خواستی این باور غلط را تقویت می كند كه حال هر روزه ما ثابت است و ما در تمام احوال در یك موقعیت عاطفی یكنواخت قرار داریم.

احساسات ما تابع یك الگوی ادواری هستند ،گاهی اندكی بالا ،گاهی اندكی پایین ، تغییراتی كوچك لحظه به لحظه ،ساعت به ساعت و روز به روز ،این حالت تابع الگوی سایر عملكردهای جسمانی نظیر درجه حرارت و میزان مواد شیمیایی در خون است . این قابلیت تغییر بر اساس ریتم های 24ساعته قرار دارد ،چرخشهای 24 ساعته فعالیتهایی كه شاید با جا به جایی نور و تاریكی هم در ارتباط  باشند.هم چنان كه شب و روز جانشین یكدیگر می شوند ،حالت عاطفی ما یعنی مجموع احساسات ما در یك زمان  معین ،نیز دگرگون می شود . احساسات ،چه خوب و چه بد ،به همراه یكدیگر به ما یك درك كلی از ((سرخوش بودن))یا ((بیمناك بودن )) را می دهند .

در محاوره عادی نیز از سر حال بودن خود یا دیگران حرف می زنیم . افسردگی زمانی روی می دهد كه خلق ماتنگ است و بی حوصله هستیم . اصطلاحات عامیانه نظیر ((پكر بودن))، بی خبر بودن ، ((دمغ بودن))، سرخورده بودن و غیره برای بیان افسردگی به كار می رود .در تعاریف روان پزشكی و روان درمانی از واژه هایی نظیر ((ملانكولی))و ((آنومی )) استفاده می شود . واژه ملانكولی به یك تئوری قدیمی باز می گردد كه مطابق آن ،حالات ما بر اساس میزان مشخص مایعاتی در بدنمان معین می گردد گفته می شود كه حالت ملانكولی زمانی روی می دهد كه صفرای سیاه در بدن زیاد است . آنومی یعنی فقدان انرژی حیاتی در شخص .

كلمه افسردگی هنگامی كه به یك حالت روحی نسبت داده شود ، تمامی معانی عامیانه ای را كه گفته شد در خود دارد و نشانگر احساس كسالت روان ، كمبود انرژی،از دست رفتگی ،ناامیدی و بی فایده بودن است و بی علاقگی و بد بینی نیز به همراه آن می آید . صفات ویژه حالت عكس آن شور و هیجان، شادی ، امید و خوش بینی است . حالت افسردگی اغلب پس از نومیدی و یا احساس از دست دادن چیزی به وجود می آید ولی بسیاری از اوقات هم ظاهرا‍ً ناگهان و خود به خود ایجاد می شود . برخی از مردم بیشتر استعداد بروز چنین حالات ناگهانی را دارند و افراد دوره ای نامیده می شوند .گفتیم ظاهراً ناگهانی و خود به خود زیر تجارب كلینیكی با بیماران نشان داده كه تقریباً همیشه یك عامل قبلی برای تغییر حالت وجود دارد ولی شخصی كه به آن حالت گرفتار می شود همیشه از وجودش آگاه نیست.هنگامی كه این فرد با پزشك صحبت می كند به تدریج نسبت به وقایعی كه باعث تغییر حالت او شدند آگاهی می یابد . بیماران معدودی به شدت آنها را انكار می كنند ولی می توان دریافت كه با این كار می كوشند از موقعیت یا رویدادی كه برای آنان دردناك یا ناراحت كننده است بگریزند .

در مفهومی كه گفته شد ،ما همه دچار افسردگی می شویم. افسردگی میتواند به تنهایی پدید آید ولی اغلب همراه احساس تشویش واضطراب است .   این حالت ،احساس ناخوشایند پیشبینی بروز ناراحتی است .حالت افسردگی میتواند در افراد مستعد ایجاد نگرانی كند .در برخی دیگر افسردگی در پیوستگی با نگرانی به وجود می آید ویا توسط آن اغاز می شود .

افسردگی،یك تجربه  ؟

حالات روحی در اثر انواع تجارب به وجود می آید :تجربه ای كه به طریق غیر قابل اجتناب با حالت افسردگی همراه است .عبارت از احساس بی ارزشی واز دست دادن این احساس كه دیگران فرد را دوست دارند و قدر او را میدانند.این احساس كمبود اغلب افسردگی خوانده می شود ودر نهایت منجربه ایجاد حالت افسردگی میشود .

همانند احساس افسردگی ،تجربه از دست دادن یك چیز با ارزش می تواند احساس سرخوردگی و رنجش را به همراه خود بیاورد . وقتی كه افسرده هستیم اغلب میل داریم به گوشه ای بخزیم و در خود فرو رویم و وقتی سر خورده  یا رنجیده می شویم می خواهیم به عامل سرخوردگی و رنجش خود حمله كنیم . تركیبی از افسردگی و نگرانی ،سرخوردگی و رنجش ،حالت روحی بسیار ناراحت كننده ای بنام بیقراری مزمن را به وجود می آورد . این حالت به طور آشكار شخص مبتلا و افراد ناظر را ناراحت می كند و مانند بسیاری از حالات افراطی ،جنبه هایی از این تجربه از نظر اجتماعی مسری هستند

افسردگی ،یك نگرش به زندگی

مفهوم ((خلقیات)) برای توصیف انواع گوناگون افراد و قرار دادن آنها در گروههای متضاد به كار می رود :خونگرم ،خونسرد –با ثبات ،بی ثبات –متكی به خود ،غیر متكی به خود –خوش بین ،بدبین –آنچه ذكر شد توصیفاتی از یك جنبه پایدار شخصیت است و نه یك پاسخ عاطفی گذرا . می توانیم خلقیات خود را معیار سنجش نگرش كلی و عادی به زندگی و مواهب آن بدانیم .مردم را می توان به طور كلی به دو دسته تقسیم كرد :آنهایی كه می توانند با زندكی به طریقی كنار بیایند و آنهایی كه نمی توانند ،البته مانند تمام تصمیمها ی دیگر ،این گروه بندی تنها در یك مفهوم بسیار گسترده معنا خواهد داشت . اكثر مردم می توانند با برخی چیز ها كنار بیایند  و بابرخی دیگر نمی توانند،ولی گروهی هم هستند كه به طور كلی ((بی كفایت)) محسوب می شوند زیرا برای كسب قدرت ،و حمایت به دیگران متكی اند . برخی از این افراد به طریقی مزمن بدبین هستند . آنان همیشه در زندكی انتظار بدترین را دارند و معمولاً هم با آن مقابل می شوند .

رابیندرانات تاگور فیلسوف بزرگ هندی می گوید ((هیچ انتظاری نداشته باش ، تا ناامید نشوی ))این نگرش یك فرد شكاك یا شاید یك فرد شكاك واقع گرای نسبت به زندگی است .نقطه نظر یك شخصیت افسرده چنین است ((هیچ فایده ای ندارد كه به امید چیزی باشم .همیشه بدترین نصیب من می شود)) شایان اهمیت است كه میان بدبینی گذرا كه بخشی از حالت افسردگی محسوب می شود با نگرش بدبینانه پایدار كه جزئی از شخصیت افسرده است قایل شویم . بدبینی نوع اول پاسخی به یك محرك و بدبینی دوم نگرشی در قبال زندگی است .

افسردگی،یك بیماری

حالات ،تجارب و نقطه نظر ها می توانند برای همه عادی باشد .ممكن است این حالات ما را شاد نسازد ولی لزومآ به معنای آن نیست ،كه ما بیماریم،آنها تنها نشان می دهند كه ما در یك زمان خاص چگونه ایم و چه حالی داریم . در حالی كه بیماری نشانه ناهماهنگی و تغییراز سلامت به ناخوشی است شخص در یك لحظه خوب و سرحال ،با عملكردهایی رضایت بخش است . ناگهان بیمار می شود ،تبدیل می شود به بیماری كه احساس افسردگی می كند ،كارایی خود را از دست می دهد و در عملكردهای جسمانی و روانی او اختلال به وجود می آید . به قول معروف ((دیگر خودش نیست ))تشخیص اینكه شخص واقعاًچه زمانی بیمار است،كار آسانی نیست . برخی حالات چنان وخیم و ناتوان كننده هستند كه می توانند به بیماری تبدیل شوند . در اینجا لزوماً مساله شدت و وخامت مطرح نیست بلكه آنچه مهم است میزان توانایی فردبرای جذب افسردگی و مقابله باآن می باشد. بیماری نشان میدهد كه ماشین بدن به نحوی خراب شده است .

عواملی كه در بروز افسردگی نقش دارند:

اتفاقات زندگی

بسیار عادی است كه در زمان روبرو شدن بایك فاجعه غم‎انگیز مانند داغدیدگی، طلاق یا از دست دادن شغل، افسرده شویم.

شرایط و موقعیت‎ها

اگر ما تنها بوده و دوستی نداشته باشیم تحت فشار روانی باشیم، نگرانیهای دیگری داشته و یا از نظر جسمی افت كرده باشیم احتمال بیشتری می‎رود كه افسرده شویم.

بیماری جسمی  افسردگی بیشتر زمانی كه از بیماری جسمی رنج می‎بریم به سراغمان می‎آید، ازجمله بیماریهای كشنده مانند سرطان و بیماری‏های قلبی و نیز دردهای مزمن و آزاردهنده مثل ورم مفاصل و برونشیت.

شخصیت  هر فردی احتمال دارد افسرده شود اما برخی از افراد حتی احتمال بیشتری برای افسرده شدن دارند این به خاطر ساختار خاص بدن آنها، تجربیات ابتدایی زندگیشان یا هر دو عامل می‎باشد.

  الكلافرادی كه در نوشیدن الكل افراط می‏كنند دچار افسردگی می‏شوند. البته هنوز مشخص نیست كه افسردگی در آنها پیشتر مطرح شده و گرایش به مصرف الكل را در آنها ایجاد كرده است و یا مصرف زیاد الكل موجب بروز افسردگی شده است ولی مشخص شده است. 

  جنسیت    زنان بیش از مردان افسرده می‏شوند شاید به این دلیل كه مردان كمتر اجازه می‏دهند احساساتشان بارز شود و اغلب آنها را سرپوش می‏گذارند و بیشتر به شكل عصبانیت و نوشیدن مشروبات الكلی واكنش نشان می‏دهند.

  ژنها افسردگی می‎تواند افراد خانواده را مبتلا كند. اگر یكی از والدین شما به افسردگی شدید مبتلا باشد، احتمال ابتلاء به افسردگی 8 برابر می‎شود.                 

چه زمانی باید در جستجوی كمك بود؟

  ·        وقتی احساس افسردگی شما بدتر از همیشه و رو به بهبود نباشد.

·      وقتی احساس افسردگی بر كار، علایق و احساسات شما نسبت به خانواده و دوستان اثر گذاشته باشد.

·         اگر شما احساس ‎كنید زندگی كردن ارزشی ندارد و دیگران بدون شما بهتر خواهند بود، كافی است با یك خویشاوند یا یك دوست كه قادر است در این مسیر ناهموار زندگی به یاریتان بیاید مشورت كنید. اگر از این طریق كمك نشدید، می‎توانید با پزشك خانوادگی‎تان در این مورد صحبت كنید. باید متوجه شده باشید كه دوستان و خانواده شما توجه ویژه‎ای نسبت به شما دارند و در مورد شما نگران هستند.

چگونه به خود كمك كنید؟

1- سعی نكنید بار مشكلات را به تنهایی به دوش بكشید.

2- كاری انجام دهید. خود را مشغول كنید حتی اگر انجام كار سبكی باشد.

3- تغذیه مناسب داشته باشید.

4- در صورت اشكال در به خواب رفتن ذهن خود را با گوش دادن به رادیو یا تماشای  تلویزیون مشغول نگه دارید تا كمتر احساس اضطراب كنید و راحت‏تر آماده خوابیدن شوید.

5- از نوشیدن الكل خودداری كنید.

6- از ورزش و تفریحات سالم استفاده كنید حتی اگر پیاده‎روی باشد.

7- علت افسردگی را پیدا كنید.

8- امیدوار باشید و به یاد داشته باشید كه:

شما از مشكلی رنج می‎برید كه مردمان بسیاری گرفتار آنند، شما حتی می‎توانید بر آن پیروز شوید هر چند در حال حاضر باور آن برایتان دشوار باشد.

چه كمكی در دسترس شماست؟

بیشتر مردم مبتلا به افسردگی نخست با پزشك خانوادگی خویش مشورت می‎كنند، بسته به شدت نشانه‏های افسردگی و شرایط شما ممكن است داروی ضد افسردگی برایتان تجویز شود و یا درمان غیردارویی یا هر دو با هم.

رواندرمانی / مشاوره

گاهی بیان احساسات واقعی حتی برای نزدیكترین دوست بسیار دشوار است. گفتگو دربارة آن با یك مشاوره ورزیده یا یك درمانگر بسیار آسان‏تر است. اگر غصه‏ها را از سینه خود برون بریزید سبك می‏شوید. اگر كسی دارید كه به شما نزدیك‏تر است و شما را بهتر درك می‏كند و توجه بیشتری نسبت به شما دارد، احساس بهتری خواهید داشت.

بسیار عادی است كه در زمان روبرو شدن بایك فاجعه غم‎انگیز مانند داغدیدگی، طلاق یا از دست دادن شغل، افسرده شویم.

استفاده از داروهای ضد افسردگی و عوارض مربوط به آن

با توجه به اینكه بیشتر مردم اولین نشانه‏های افسردگی را با پزشك عمومی در میان می‏گذارند، اولین تجویز داروهای ضد افسردگی توسط پزشك عمومی است. در صورت لزوم بیمار به روانپزشك جهت مداخلات تخصصی‏تر ارجاع می‏شود. مردم اغلب نگران آن هستند كه داروهای ضد افسردگی اعتیاد آور باشند ولی این دارو‏ها علی‏رغم دارو‏های آرام بخش ایجاد وابستگی نمی‏كنند. هرگز ناگهان دارو‏های تجویز شده را قطع نكنید و طبق توصیه پزشك خود عمل كنید.

چگونه میتوان به فردی كه افسرده است كمك كرد؟

 · شنونده خوبی باشید گرچه مجبور به شنیدن مطالب تكراری باشید.

·  آنها را تشویق به صحبت كردن كنید و كمكشان كنید كه بعضی از فعالیتهای روزمره گذشته را انجام دهند.

·  به آنها اطمینان دهیدكه حالشان بهتر خواهد شد.

· مطمئن شوید به اندازه كافی غذا تهیه می‎كنند و به قدر كافی میل می‎كنند.

· به آنها كمك كنید كه از مصرف الكل دوری كنند.

· اگر حالشان رو به وخامت است و شروع صحبتشان با جملات ناامیدكننده و بی‎میلی نسبت به ادامه زندگی است و ممكن است به خود آسیب برسانند آنها را جدی بگیرید و مطمئن شوید كه در این باره با پزشكشان صحبت خواهند كرد.

· سعی كنید به آنها بقبولانید كه نیازمند استفاده از درمان هستند و آنها را تشویق كنید به روانپزشك، یا روانشناس بالینی مراجعه كنند.

  مكانیسم های دقیق ابتلا به افسردگی هنوز كشف نشده اند. با وجود این چند عامل زیست شیمیایی و روانی اجتماعی شناخته شده اند كه باعث افسردگی می شوند. ساختار زیست شیمیایی و ژنتیكی بعضی از مردان و زنان چنان است كه در محیط های دارای عوامل محیطی و اجتماعی یكسان ، آسیب پذیری بیشتر نسبت به

افسردگی نشان می دهند

علت های روان شناختی افسردگی گوناگون اند. استرس آغازگر افسردگی است. استرس های موجد افسردگی، رویدادهای بزرگ ناخواسته زندگی اند؛ مثل مرگ یك عزیز، نه رویدادهای جزیی مثل ترافیك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستیم

استرس های زندگی را بر اساس شدت تاثیر درجه بندی كرده اند. مقیاس 37 درجه ای Holmes , Rahe مرگ همسر را 100، طلاق را  75 ،  بیماری شخصی را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستنی را 39 ، تغییر مسئولیت كار را 29 ، موفقیت چشمگیر را 28 ، تغییر اوضاع زندگی را 25 ، مشكل  داشتن با كارفرما را 23 ، تغییر فعالیت اجتماعی را

18 ارزیابی کرده است.

چنان كه در این مقیاس دیده می شود استرس های خوشایند هم می توانند از عوامل افسردگی باشند. ازدواج و آشتی بعد از جدایی، تنها عوامل استرس زا نیستند بلكه كسب موفقیت چشمگیر، با آن كه بسیار خوشایند است، استرس زا است

روان شناسان بر این باورند كه در نبود حمایت اجتماعی یا دوستان، گرایش به افسردگی تشدید می شود؛ به

سخن دیگر وجود دوستان متعدد ، فرد را از ابتلای به افسردگی حفظ می كند.

بعضی از پژوهشگران بر این باورند كه نشانگاهی به نام " اختلال افسرده ساز شخصیت" وجود دارد  كه افراد مبتلا به آن همواره نسبت به خود و دیگران بدبین اند؛ جهان به نظر آنها بی رحم و بی پشتیبان است و خود بی ارزش اند و آینده نومید كننده است. به خاطر داشتن این دید منفی به زندگی، مستعد ابتلای به افسردگی اند

 

علت های افسردگی سالخوردگان بسیارند. تعدادی از بیماری های وابسته به سالخوردگی و دارو و درمان آنها، مثل داروهای ضد فشار خون یا تسكین درد مفاصل، آغازگر افسردگی اند یا باعث تغییرخلق و خوی می شوند

بسیاری از استرس های بزرگ كه به افسردگی می انجامند غالباً در سالخوردگی رخ می دهند: مانند بیماری های مزمن و ناتوانی های جسمی، گرفتاری های مالی، تغییر شیوه زندگی و بی هدفی در زندگی. گاهی مردانی كه در سراسر عمرخود فعالیت بسیار داشته اند در نتیجه ی ناتوانی در تطبیق خود با زندگی بازنشستگی دچار افسردگی می شوند. نكته جالب درباره افسردگی این است كه دختران به دلایل بسیار كه با مقام زنان و وضع اجتماعی آنها در جامعه ما ارتباط دارد، نسبت به افسردگی آسیب پذیرترند. بعضی از بررسی ها نشان داده اند ، در حالی كه پسران از تغییر اوضاع بدنی خود در سن بلوغ خرسند می شوند، دختران غالباً از تغییرات جدیدی كه در بدن آنها رخ می دهد دچار ناآرامی می گردند. بر سر این كه دختران كمرو و خجالتی مستعد ابتلای به افسردگی

اند، اختلاف نظر وجود دارد. ولی اگر والدین آنها از نظر بالینی افسرده باشند، اگر به عواطف آنها توجهی نشود و اگر به درستی تربیت نشوند، احتمال ابتلای آنها به افسردگی زیاد می شود

درمان افسردگی

براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمریكا" 85 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر تا حد زیادی درمان می شوند. از این گذشته تشخیص به موقع بیماری سبب كاهش ، مدت و شدت بیماری می شود و با درمان مناسب می توان از بازگشت بیماری پیشگیری كرد یا از شدت آن كاست

دو نوع درمان متداول برای افسردگی وجود دارد: روان درمانی و دارو درمانی، یعنی استفاده از داروهای ضد افسردگی. مسئله این است كه غالباً افسردگی، غلط تشخیص داده می شود و بیماران عموماً به چهار تا پنج پزشك یا روان پزشك مراجعه می كنند تا یكی از آنها به درستی بیماری را تشخیص دهد و درمان كند. در بعضی موارد تشخیص درست داده می شود ولی داروهای آرامبخش و خواب آور دو برابر میزان نیاز و یا كمتر از مقدار مناسب تجویز می گردد. از این گذشته بسیاری از بیماران گمان می كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمی كنند. در حالات شدید فاقد انرژی و امید به آینده اند

طول درمان به نوع آن و شدت افسردگی وابسته است. در آزمایش های بالینی 50 تا 60 درصد بیماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهی دو تا چهار هفته به درمان پاسخ می دهند، درمان كامل بین چهار تا شش ماه انجام می گیرد.

روان درمانی به عكس دارو درمانی ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان می دهد. ولی برای بهبود كامل تا

دوازده هفته طول می كشد. اگر روان درمانی در این مدت سود بخش نبود، دارو درمانی باید آغاز گردد.

متخصصان، بستری كردن بیماران را در چهار حالت زیر توصیه می كنند

-         وقتی بیمار قصد خودكشی دارد

-         - وقتی بیمار چنان دلمرده است كه نمی تواند غذا بخورد

-         - وقتی بیمار نشانه هایی از روان پریشی دارد

-         - وقتی كه بیمار به بیماری خطرناك دیگری مثل دیابت مبتلا باشد.

دارو درمانی افسردگی

داروهای ضد افسردگی موادی هستند  كه از افسردگی جلوگیری می كنند یا آن را تسكین می دهند. این داروها مغز افراد افسرده را به تولید" مواد شیمیایی عصبی" كه فاقد است ، وادار می سازد

 

وقتی كسی احساس می كند كه افسردگی پایان پذیرفته نباید مصرف دارو را قطع كند ، بلكه باید با نظارت پزشك تدریجاً به این كار اقدام نماید. از آنجا كه سالخوردگان عموماً داروهای بیماری های دیگر را مصرف می كنند ، پزشك و بیمار باید در مورد ناسازگاری داروها با هم هوشیار باشند

روان درمانی افسردگی

روان درمانی افسردگی انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) كه اساس همه آنها " گفت و گو با بیمار" است.

روش های روان درمانی در  دو گروه جای می گیرند:

1) جهت دهنده به بینش بیمار درباره ی ریشه های بیماری یا افزایش آگاهی او از انگیزش ناخودآگاه خود؛

2) "رفتار درمانی شناختی" كه عمدتاً در تغییر رفتار بیمار و فرآیندهای اندیشه او متمركز است؛ حال آنكه رفتار درمانی تلاش می كند راه های تغییر رفتار را به بیمار بیاموزد تا بر افسردگی غلبه كند.

تلاش روان درمانی، رفع تعارض های روانی بیماران و اصلاح رفتارهای نادرست و شیوه های تفكری است كه به افسردگی انجامیده است. درمان جهت دهنده بینش بیمار به او امكان می دهد بفهمد كه چرا افسرده شده است. حال آنكه رفتار درمانی تلاش می كند راه های تغییر رفتار را به بیمار بیاموزد تا بر افسردگی غلبه كند

دیگر انواع درمان افسردگی

چند نوع درمان دیگر غیر از دارو درمانی و روان درمانی افسردگی وجود دارند: درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته، نور درمانی و درمان های جانشین، درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته برای بیمارانی تجویز می شود كه به اختلالات شدید خلق و خوی مبتلا هستند.

نور درمانی ، به وسیله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام می گردد. درمان های جانشین مثل ورزش منظم، در بیمار اعتماد به نفس ایجاد می كند. از این گذشته سبب افزایش تراز اندورفین در بدن می شود.

اندورفین به بخش هایی از مغز اثر می كند كه دست اندركار ادراك درد و هیجان اند. میزان این ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.

بیماری پاركینسون برای اولین بار توسط دانشمند انگلیسی به نام دكتر جیمز پاركینسون در سال 1817 میلادی توصیف شد و از این رو نام این بیماری به او تعلق یافت.

این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:

1- ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)

2- آرام شدن حركت

3- سختی حركت ( خشك شدن) دست و پا یا بدن

4- تعادل بد (تعادل ضعیف)

در حالی كه دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصا وقتی كه در یك سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پاركینسون داده می‌شود مگر اینكه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد كه بیماری دیگری را نمایان كند.

بیمار ممكن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حركت احساس كند و دریابد كه انجام هر كاری بیشتر از حد معمول طول می كشد و یا اینكه سختی و خشك شدن حركت دست و ضعف تعادل را تجربه

می‌كند.

اولین نشانی‌های پاركینسون مجموعه‌ای متفاوت از ارتعاش، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند.

معمولا علایم پاركینسون ابتدا در یك سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می كنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن حالت صورت (ظاهرا احساسات كمی بر چهره نمایان می‌شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل كاهش پلك زدن). علاوه بر اینها، خشك شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممكن است نمایان شدن یك به یك این نشانه های پاركینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیكنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند.

حالت قوز این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوكی استخوان ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممكن است بعد از بیش از یك سال كه با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشك مراجعه كنند.از هر100 نفر بالای سن 60 سال یك نفر به پاركینسون مبتلا می‌شود و معمولا این بیماری در حدود سن 60 سالگی آغار می‌شود. افراد جوانتر هم می‌توانند مبتلا به پاركینسون شوند. تخمین زده می‌شود كه افراد جوان مبتلا به پاركینسون (مبتلا شده در سن چهل یا كمتر) 5 تا 10 درصد كل این بیماران را تشكیل می دهند

تهیه وتنظیم :  26/12/89





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 شهریور 1396 11:17 ق.ظ
It's an amazing article for all the web visitors; they will obtain advantage from
it I am sure.
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:15 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our
community. Your site provided us with valuable info to work on. You've done a formidable job and our entire community will be grateful to
you.
دوشنبه 5 تیر 1396 09:54 ب.ظ
Hi there, You have done a great job. I will certainly digg it and for my
part suggest to my friends. I am confident they will be benefited from this site.
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:49 ب.ظ
What's up, all is going nicely here and ofcourse every
one is sharing data, that's truly fine,
keep up writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : قدرت اله محمودلو
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :